شیخ حیدر  پسر سلطان جنید که با دختر دایی خود یعنی دختر اوزون حسن، پادشاه معروف سلسله ی آق قویونلو ازدواج کرده بود، از او دارای ۴ پسر شده بود که یکی از آنان یعنی اسماعیل میرزا بعدها به نام شاه اسماعیل اول بر تخت سلطنت ایران نشست و سلسله ی صفویه را تشکیل داد. پیش از به سلطنت رسیدن شاه اسماعیل، میان پدر او (یعنی شیخ حیدر) و پسر دایی هایش (یعنی پسران اوزون حسن آق قویونلو)  اختلافی افتاد و شیخ حیدر به دست پسردایی هایش کشته شده و جسدش را پنهان کردند. بیست و یک سال بعد شاه اسماعیل صفوی نعش پدر را با تجلیل فراوان به اردبیل منتقل کرد و به خاک سپرد. این ماجرا که موجب کینه جویی شده بود موجب آن گردید تا سلاطبن صفوی به تدریج خانواده ی آق قویونلو را از میان برده و میان بازماندگان آنان دشمنی شدیدی به وجود آمد. از آن جا که طایفه ی آق قویونلو ایمان و اعتقاد خاص و خالصی به شاه نعمت الله ولی که از عارفان نام دار بود داشتند به نعمتی ها شهرت یافته و ترکان صفوی که از خاندان شیخ حیدر بودند حیدری لقب گرفتند و دشمنی میان این دو طایفه بعدها دیگر به صورت رسم و سنت در میان قبایل و طوایف دیگر در آمد و حتا بسیاری از اهالی شهر هایی مانند تبریز، اصفهان و قزوین نیز که هیچ ارتباطی با این دو طایفه نداشتند خود را نعمتی یا حیدری می نامیدند و با یکدیگر به جنگ می پرداختند. برخی از سلاطین نیز که توان حکومت بر همه ی مملکت را نداشتند مصلحت خود را در اختلاف انداختن میان مردم می دانستند و از  رسم و سنت حیدری و نعمتی و ایجاد زدو خورد های طایفگی بهره می گرفتند تا اهالی را ضعیف کرده و از فکر مبارزه با دولت مستبد منصرف نمایند.