در این اواخر سازمانی دستخوش تغییراتی در سطح مدیریتی شد و کسی مسئولیت ارشد را متقبل شد
که در زمان کوتاهی به قول قدیمی ها گند زد
یادم افتاد که ملا برای تعمیرات پشت بام خانه اش مجبور به انتقال مصالح به بالای خانه اش بود .
بهترین وسیله و امکانی که برایش مقدور بود تنها الاغش بود که خیلی هم به ان دلبستگی داشت .
مصالح را به خورجین خرش گذاشت و به بالای ساختمان منتقل کرد
تعجب می کرد که خرش چه اسان بالا رفتن را پذیرفت و کار ملا را اسان کرد .
وقتی مصالح را خالی کرد خر برای پایین امدن سر به راهی نمی کرد هرچه ملا تلاش کرد نتوانست
خر را متقاعد به پایین امدن بکند
ملا تازه نفهمیده بود که خر خیلی راحت بالا می رود ولی پایین نمی اید.
خر را به حال خودش رها کرد و امد پایین تا بلکه خر برای امدن پایین سر عقل بیاید
وقتی ملا می خواست دمی ارام بگیرد خر شروع کرد به جست و خیز
ملا که برای ارام کردن خرش باید سری به پشت بام می زد رفت و دید که خر بیچاره از بس جست و خیز
کرده سقف را سوراخ کرده و پایش در سوراخ گیر کرده بالاخره خر از سقف به پایین سقوط کرد و افتاد و مرد
بعد ملا با خودش گفت : لعنت بر من که نمی دانستم که اگر خر به جایگاه رفیع و پست مهمی برسد
هم انجا را خراب می کند و هم خودش را می کشد
افرین به هوش و درایت ملا .