بند را آب دادن   (  مراد از این اصطلاح  بی احتیاطی کردن و اسرار را فاش کردن است و آن را  هنگامی به کار می برند که با وجود همه ی تاکیداتی که برای  پنهان نگاه داشتن چیزی شده است، آن چیز  را فاش و برملا سازند )  

واژه ی بند در زبان فارسی  معانی فراوان دارد که مهم ترین آن ها از این قرار است : -  محل اتصال دو عضو بدن ( مفصل ) -  بخشی از یک کتاب ( فصل) -  بخش هایی از یک نامه و یا یک قانون و لایحه -  باریکه هایی از آهن که شکسته بندان بر شکسته ی ظرف یا چوب فرو می برند ( چینی بند زنی) -  زنجیری که بر دست و پای دیوانگان یا گنهکاران می نهند -  طنابی که از دو سر به دیواری وصل می کنند -  سلول زندان -  یک جفت گاو که به آهن بسته و در کشاورزی یا در گرداندن گردون به کار می گیرند ( گاوآهن) -  بنایی که در جلوی آب می سازند تا مانع جریان آب و یا موجب تغییر جهت آن شود ( سد ) بند مورد نظر ما در اصطلاح بند را آب دادن همان بند آخری است که کشاورزان در گذشته  از چوب و سنگ بر روی نهرها و رودخانه های کوچک می بستند تا آب آن ها را به درون کانال هایی که ساخته بودند هدایت کنند و زمین های خود را آبیاری نمایند. این بند ها را  از چوب های ضخیم و مقاوم می ساختند و برای آن که بند را آب نبرد آن را به شکل مخروط می ساختند و درون آن را با سنگ های بزرگ پر می کردند تا بند بتواند  فشار آب رودخانه تحمل کند، زیرا در غیر این صورت بند را آب می برد و جهت آب به سوی کانال هایی که برای آبیاری ساخته شده بودند بر نمی گشت و مزارع بر اثر بی آبی آسیب می دید. در چنین حالتی کشاورزان  برای نشان دادن ناراحتی خود از بی دقتی و بی احتیاطی که در ساختن بند به کار برده شده بود اصطلاحا می گفتند: بند را آب دادند ، یعنی بند را به دست آب دادند، (آن را خوب نبستند ، آب به مزارع نرسید و زراعت خشک شد ). این اصطلاح سپس برای هرگونه موارد بی دقتی و بی احتیاطی، از جمله فاش کردن اسرار که از روی بی دقتی و بی احتیاطی باشد به کار برده شد و مردم گفتن " فلانی بند را آب داد " را  مجازا  به معنی فاش کردن راز از سر بی دقتی  به کار گرفتند.